دلنوشتهای خودم - مطالب آبان 1394

دلنوشتهای خودم

music-code.ir

خاموش

درد این روزها برایم فراموش شدنی نیست
کام تلخم با هیچ شهدی نوش شدنی نیست
چطور خسته اند شانهایم ز سنگینی
 این شانه ها دگر برایم آغوش شدنی نیست
خاطرات بی جانم نفس میخاهند خدایا
خفگی بغضهایم چرا خروش شدنی نیست
پر و بال آرزوهایم که اوج میگرفتند روزی
شکسته اند امروز و سروش شدنی نیست
ته جاده ی زندگی من همینجاست میدانم
پس چرا این نفسها خاموش شدنی نیست


[ دوشنبه 11 آبان 1394 ] [ 11:02 ب.ظ ] [ مریم مومنی ] [ نظرات() ]